دیشب پارک ک باخاله فاطمه رفتیم خوب بود اما یهو دایی علیرضا زنگید
سعیده بستریه و بیاین شما بخش زنانه...مام سری شاممون و خوردیم و رفتیم
مامانو خاله رفتن بیمارستان نیم ساعت بعدش سعیده مرخص شد
..
کلاس زبان تقریبا یکساعت پیش خوب بود غزل خیلی رو مخمه...
تا استاد چیزی نمیگه مث خرا شرو ب خندیدن میکنه...
بیچاره ها فردا کنکور دارن خدایا کمکشون کن...سپاس
برچسب:
نویسنده: آرین کاشانی